درسنامه آموزشی تاریخ (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 6: انقلاب مشروطهٔ ایران
مقدمه
نهضت مشروطه، جنبش سیاسی و اجتماعی گسترده و قدرتمندی بود که در زمان مظفرالدین شاه بهوقوع پیوست. آرمان و هدف این نهضت این بود که آزادی، عدالت و استقلال از بیگانه را در کشور برقرار سازد. این مقطع مهم در تاریخ معاصر ایران، تأثیر عمیقی در زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانیان داشته است. در این درس، شما با زمینهها، علل، آثار و پیامدهای سیاسی و اجتماعی نهضت مشروطه آشنا خواهید شد.
بحث و گفتوگو (صفحهٔ 81 کتاب درسی)
با راهنمایی دبیر، دربارهٔ این موضوع با یکدیگر بحث و گفتوگو کنید که چرا مطالعهٔ انقلاب مشروطه در تاریخ معاصر ایران اهمیت دارد.
زمینههای نهضت مشروطه
1- از دست رفتن بخشهایی از سرزمین ایران
یکی از دلایل نارضایتی مردم از حکومت قاجار، از دست رفتن سرزمینهایی بود که بهوسیلهٔ دولتهای استعمارگر روس و انگلیس از ایران جدا شده بودند.
قسمتهایی که توسط روسیه از ایران جدا شد عبارت بودند از: کل قفقاز در شمال غربی (شامل کشورهای کنونی گرجستان، ارمنستان و جمهوری آذربایجان) و منطقهٔ ماوراءالنهر در شمال شرقی (شامل کشورهای قزاقستان، تاجیکستان و ترکمنستان کنونی) به این ترتیب، در شرق و غرب دریای خزر، مناطق و ایالتهای وسیع و زرخیزی از ایران جدا شد.
سرزمینهایی که توسط انگلستان از ایران جدا شد عبارت بودند از: ایالتهای هرات و قندهار؛ و بخش بزرگی از بلوچستان.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 81 کتاب درسی)
عهدنامههای استعماری که در دوران قاجار بسته شد چه تأثیری بر شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه ایران داشت؟
2- غلبۀ استعمار بر مملکت
ضعف حکومت قاجار در زمان گسترش استعمارگریهای اروپاییان و همچنین طمعورزی و فساد مالی درباریان، زمینهٔ سلطهٔ بیگانگان بر مملکت را فراهم کرده بود. بارزترین نتیجهٔ این وضعیت، امتیازهای متعددی بود که به خارجیان داده میشد.
علاوه بر آن قرضهایی که شاهان قاجار از کشورهای بیگانه میگرفتند موجب سلطهٔ بیشتر استعمارگران بر مملکت شد. علاقهٔ شاهان قاجار به مسافرت به اروپا، انگیزه و میزان دریافت وام از بیگانگان را افزایش داد. ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قرضهایی از روس و انگلیس دریافت کردند و به جای اینکه این پول را هزینهٔ کارهای اساسی کنند آن را، خرج سفرهای خود به اروپا کردند.
دادن امتیازات، گرفتن وام و اعمال حق کاپیتولاسیون که از عهدنامهٔ ترکمانچای برقرار شد و همچنین دخالتهای دولتهای بیگانه در امور داخلی ایران احساسات ملی را جریحهدار کرده بود.
3- استبداد دستگاه حاکم
حکومت قاجار بر بنیاد استبداد متکی بود و قدرت در دست شاه و ارادۀ او متمرکز بود. مردم ایران هیچگونه تضمینی برای حفظ جان و مال و ناموس خود در مقابل دستگاه استبدادی نداشتند. شاه و بستگانش هر کاری که مایل بودند، انجام میدادند و هر بلایی که میخواستند، بر سر مردم میآوردند.
این وضع در ایالتها (استان) بدتر از مرکز حکومت بود. مالیاتهای بسیار سنگین، فشار کمرشکنی را بر مردم تحمیل میکرد و بر نارضایتیها میافزود.
4- مخالفتهای مردم و علما با استبداد و استعمار
توجه مردم مسلمان ایران به آموزههای دین اسلام نظیر امر به معروف و نهی از منکر، عدالت خواهی و لزوم دفع ظلم که در آیات قرآن کریم و سیرهٔ معصومین به آن پرداخته شده است، موجب میشد نسبت به این آموزهها احساس تکلیف کنند. از سوی دیگر مکتب شیعه قدرت مطلق سلاطین را نامشروع میدانست و مشروعیت نسبی قدرت حکام، مشروط به پاسداری از باورهای دینی مردم و حفظ تمامیت ارضی کشور بود.
مرجعیت شیعه در جریان نهضت تحریم تنباکو خط بطلانی بر مطلق بودن قدرت شاه کشید. در آستانهٔ نهضت مشروطیت ایران، روحانیون و حوزههای علمیهٔ شیعه به استحکام و انسجام سیاسی و مبارزاتی رسیده بودند. در نتیجهٔ یک قرن مبارزه و بیدارگری، ارتباط منظمی میان علما و مردم بهوجود آمد و زمینهٔ پیدایش حرکتی فکری به رهبری عالمان دینی فراهم شد. گسترش این حرکت فکری موجب افزایش آگاهی مردم در زمینهٔ مسائل اعتقادی و دینی شد و باورهای مذهبی و فرهنگی جامعه را در مقابل آیینهای ساختگی و دسیسههای بیگانگان تقویت کرد.
اولین ثمرهٔ این فعالیتها، پیروزی در نهضت تنباکو بود که علاوه بر لغو قرارداد توتون و تنباکو، قدرت و رهبری روحانیون شیعه را در صحنهٔ سیاسی کشور آشکار کرد و آسیبپذیری استبداد داخلی و استعمار خارجی را در برابر ارادهٔ ملت نشان داد. این جریان فکری و اعتراضآمیز از دورهٔ ناصرالدین شاه به دورهٔ سلطنت مظفرالدین شاه منتقل شد و به تدریج به نهضتی عظیم به رهبری روحانیون تبدیل گردید که آیتالله سید محمد طباطبایی، آیتالله سید عبدالله بهبهانی و آیتالله شیخ فضلالله نوری در داخل ایران و مراجعی همچون آیتالله محمدکاظم خراسانی، آیتالله شیخ عبدالله مازندرانی و آیتالله حاج میرزا حسین فرزند میرزا خلیل تهرانی در نجف اشرف آن را رهبری میکردند. اساس این نهضت بر مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی و تلاش برای برقراری عدالت در مملکت قرار داشت تا با ایجاد عدالتخانه و «دارالشورا» قدرت و اختیارات پادشاه و حکام را محدود و با اجرای قوانین اسلامی از لجام گسیختگی آنها جلوگیری کند.
5- ورود اندیشههای جدید
عصری که در آن، شاهان سلسلهٔ قاجار با خودکامگی بر مردم حکومت میکردند، دوران تحولهای فکری و آزادیخواهی در قسمتهایی از جهان بود، و در تعدادی از کشورها، حکومت «مشروطه» برقرار شده بود. از سال 1238 تا سال 1290ش تعدادی از کشورهای آسیایی و اروپایی به حکومت مشروطه و یا جمهوری دست یافتند. ایرانیان نیز بهطور مستقیم و یا غیرمستقیم، تحت تأثیر این نهضتها و رویدادهای فراگیر قرار داشتند.
زمینههای ورود تفکر مشروطهخواهی به ایران، به شکلهای مختلف نظیر اعزام دانشجو به خارج، سفرهای درباریان و سیاستمداران به خارج، و مهاجرت برخی از ایرانیان به کشورهای مختلف فراهم شد.
دستاورد معاشرتها، مسافرتها و مأموریتهای مهاجران، دانشجویان، جهانگردان و دیپلماتهای ایرانی که با کشورهای پیشرفته در تماس بودند از راه انتشار روزنامهها و چاپ کتابها، و در خلال نامهها و سخنان آنان، به جامعه منتقل میشد.
الف) روزنامهها
یکی از عاملهایی که در دورهٔ قاجار سبب ایجاد تحولی بزرگ در مردم شد، انتشار روزنامهها بود. در آن زمان روزنامههای فارسی زبان دو دسته بودند: داخلی و خارجی. روزنامههای داخلی خود به دو دستهٔ روزنامههای «دولتی» و «غیردولتی» تقسیم میشدند که در درس اول، با برخی از آنها آشنا شدید.
فعالیت (صفحهٔ 83 کتاب درسی)
چرا برخی روزنامههای فارسی زبان در خارج از کشور چاپ میشد؟
ب) آثار روشنفکران
1- سفرنامهها: اولین نشانههای اندیشههای نوین، در سفرنامههای عهد قاجار مشاهده میشود. سفرنامهٔ میرزاصالح شیرازی -از اولین دانشجویان اعزامی به خارج- از معروفترین این آثار است. میرزا صالح شیرازی در سفرنامهٔ خود به روشنی از اندیشههای نوین غربی، بهویژه نظام حکومت مشروطهٔ انگلیس، تعریف و تمجید کرده است. سیاحتنامهٔ ابراهیم بیگ اثر حاج زینالعابدین مراغهای، یکی دیگر از این آثار است. در این سفرنامه اوضاع نابسامان کشور به زبان ساده بیان گردیده و در مقابل، از ویژگیهای تمدن غرب ستایش کرده است.
2- کتابها و آثار دیگر: نوشتههای میرزاملکم خان، میرزایوسف خان، مستشار الدوله، عبدالرحیم خان طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده معروفترین آثاری هستند که در پیدایش مشروطهخواهی مؤثر بودند. پذیرش اندیشههای غربی و شیفتگی و خودباختگی بیچون و چرا در برابر فرهنگ بیگانه، از ویژگیهای بارز افکار این افراد بود. آنان نهضت مشروطهطلبی مردم ایران را که بر مبنای عدالتخواهی و نفی استبداد و استعمار بود با عقاید برخاسته از اندیشههای وارداتی و غربی خود در آمیختند.
فعالیت: بررسی شواهد و مدارک (صفحهٔ 84 کتاب درسی)
بخشی از نامه سیدجمال الدین در ادامه آمده است. آن را بخوانید و درباره موضوعات اصلی مطرح شده در آن، گفتوگو کنید:
«من در موقعی این نامه را مینویسم که در زندان محبوسم، نه انتظار نجات دارم و نه امید حیات. حبسم برای آزادیِ انسان است. کشته میشوم برای زندگی قوم. ولی افسوس میخورم از اینکه کِشتهای خود را ندرویدم، به آرزویی که داشتم کاملاً نائل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینم، دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم ملتهای مشرق بشنوم. ای کاش من تمام بذر افکار خود را در مزرعهٔ مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود بذرهای بارور مفید خود را در زمین شورهزار سلطنت، فاسد نمینمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم به رشد رسید، هرچه در این زمین کویر غرس نمودم فاسد گردید. در این مدت هیچیک از تکالیف خیرخواهانهٔ من به گوش سلاطین مشرق فرو نرفت. همه را، شهوت و جهالت مانع از قبول گشت. امیدواریهایم به ایران بود، با هزاران وعده و وعید به ترکیا احضارم کردند، این نوع دستبسته و مقهورم نمودند. غافل از اینکه، صفحهٔ روزگار حرف حق را ضبط میکند. باری، من از دوست گرامی خود خواهشمندم این آخرین نامه را به نظر دوستان عزیز و هم مسلکهای ایرانی من برسانید و زبانی به آنها بگویید شما که میوهٔ رسیده ایران هستید برای بیداری ایرانی دامن همت به کمر زنید، از حبس و قتال نترسید، از جهالت ایرانی خسته نشوید، از حرکات مذبوحانهٔ سلاطین متوحش نگردید، با نهایت سرعت بکوشید، با کمال چالاکی کوشش کنید، طبیعت به شما یار است و خالق طبیعت مددکار. سیل تجدد به سرعت به طرف مشرق جاری است. بنیاد حکومت مطلقه و مستبد، منعدم شدنی است، شماها تا میتوانید در خرابی اساس حکومت مطلقه و مستبد بکوشید نه به قلع و قمع اشخاص. شما تا توان دارید در نسخ [برداشتن] عاداتی که میان سعادت و ایرانی سدِ سدید گردیده، کوشش نمایید، نه در نیستی صاحبان عادات. هرگاه بخواهید به اشخاص مانع شوید وقت شما تلف میگردد. سعی کنید موانعی را که میانۀ الفت شما و سایر ملل واقع شده رفع نمایید. گول عوام فریبان را نخورید...» (تاریخ بیداری ایرانیان، ج 1، مقدمهٔ مؤلف، صص 67-68. [با اندکی تصرف])
آغاز حرکت مردم علیه استبداد و پیروزی نهضت مشروطه
مظفرالدین شاه
در اواخر دورهٔ سلطنت ناصرالدین شاه مردم رفتهرفته اعتراض خود نسبت به حکومت قاجار را آشکار کردند. ترور ناصرالدین شاه، آخرین نمونهٔ این نارضایتی عمومی بود. او پادشاهی خودکامه بود که در طی حکمرانی پنجاه سالهاش، با شیوههای استبدادی، از ابراز علنی انتقادهای مردم جلوگیری میکرد. جانشین او، مظفرالدین شاه، فردی سست عنصر، بیاراده و بیمار بود و توانایی سروسامان دادن به امور کشور را نداشت. مظفرالدین شاه، عینالدوله را که فردی مستبد بود، به عنوان صدراعظم انتخاب کرد و ادارهٔ مملکت را به او سپرد.
مظفرالدین شاه نیز مانند پدرش، سه بار به اروپا سفر کرد. پیامد این سفرها هزینههایی سنگین بود که دولت با گرفتن وام از بیگانگان، آن را تأمین میکرد.
همزمان، در روزنامهها ماجراهایی از این سفرها درج میشد و خشم عمومی را بر میانگیخت. خشونتهای عینالدوله و حاکمان ایالتها، همراه با فقر عمومی و رکود شدید اقتصادی نیز، بر این نارضایتیها میافزود و کشور را در آستانهٔ یک شورش سراسری قرار میداد.
محرم سال 1323ق/ فروردین 1284 ش مناسبترین فرصت را برای اعتراضهای مردمی فراهم کرد. روحانیون با استفاده از حضور مردم در مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، ضمن تکیه بر جنبهٔ ستمستیزی قیام آن حضرت، پیام عدالتخواهی را بین مردم تبلیغ میکردند. از این تاریخ تا 14 جمادیالثانی 1324ق / 14 مرداد 1285ش سلسله حوادثی رخ داد که سرانجام به پیروزی نهضت مشروطه انجامید. در ادامه با مهمترین حوادثی که منجر به پیروزی این نهضت شد، آشنا میشوید.
1- ماجرای نوز بلژیکی
یکی از حوادث شتابدهندهٔ جنبش مشروطیت ماجرای نوز بلژیکی بود. این واقعه واکنشی در برابر توهین به مقدسات مردم مسلمان ایران به شمار میرود، که آغازگر یک جنبش عمومی شد.
اروپاییانی که در تهران بودند، در مراسم سال نو محفلی میآراستند و در آن، با پوشیدن لباسهای مختلف و زدن صورتک (ماسک) بر چهره، جشن بالماسکه برپا میکردند. در مراسم سال 1283ش موسیو نوز بلژیکی، که طبق قرارداد گمرکی ایران و روسیه (1280ش) کارگزار روسها در امور گمرک ایران بود، با لباس روحانیان و در حالی که قلیان بهدست داشت، عکس گرفت. این عکس در محرم 1323ق / 1283ش در میان مردم عزادار پخش و موجب اعتراض مردم شد؛ زیرا بلژیکیها که از سال 1315ق / 1276ش اداره گمرکهای ایران را بهدست گرفته بودند، با بدرفتاری، افکار عمومی را برضد خود تحریک کرده بودند.
رهبری این حرکت را آیتالله سیدعبدالله بهبهانی به عهده داشت. در واقع این اولین جرقهٔ نهضت مشروطه بود. پس از آن، طرفداران نهضت تلاش کردند حرکتی را که سیدعبدالله بهبهانی آغاز کرده بود، بدون نتیجه رها نشود. به اعتقاد آنان، این گام اگر با موفقیت به پیش میرفت، قدمهای مهمتر پشت سر آن برداشته میشد. بنابراین، آیتالله سیدعبدالله بهبهانی با آیتالله سید محمد طباطبایی متحد شد. این اتحاد، تا پایان حرکت مذکور، ادامه یافت.
همکاری این دو سید روحانی، مردم ستمدیده و آزادیخواهی را که از مدتها قبل در «انجمنهای مخفی» تشکلهای کوچکی فراهم آورده بودند، امیدوار ساخت، تا از گوشه و کنار سر برآورند و آمادهٔ قیام شوند. در ادامهٔ این جریان و همزمان با سفر سوم مظفرالدین شاه به اروپا، عدهای از بازرگانان در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کردند.
2- نارضایتی مردم ایالتها
در ایالتها نیز حادثههایی رخ داد که نشانگر فراگیر بودن نارضایتی مردم بود. معروفترین این حوادث ماجرای شلاق خوردن سه تن از علمای کرمان بود که برای مقابله با فرقۀ «شیخیه» در این شهر قیام کرده بودند. این سه، پس از آنکه به فلک بسته شدند، از شهر اخراج گردیدند.
در ماه رمضان سال 1323 ق، به ویژه ایام عزاداری امیرالمؤمنین، محور اصلی سخنرانی واعظان تهران، موضوع توهین به این عالمان بود که برای حفظ تشیع در برابر فرقههای ساختگی به پاخاسته بودند.
در دیگر ایالتها و شهرها نیز شرایط نامساعد بود؛ حاکم فارس، با ستمگریهای خود، موجب نارضایتی مردم شده بود. مردم خراسان از ستمگریهای حاکم آن ولایت به جان آمده بودند.
اجرای نمایش (صفحهٔ 86 کتاب درسی)
قسمتهایی از رسالهٔ مقیم و مسافر را که دبیر در اختیار شما قرار میدهد، بهصورت نمایش در کلاس اجرا کنید و نتیجهگیری کنید که نویسندهٔ رساله موافق مشروطه است با مخالف آن؟
3- ماجرای بانک استقراضی روس
با وجود مخالفت عمومی، روسها در محل یک قبرستان متروک، ساختمان بانک استقراضی روس را بنا نهادند. آیتالله سیدمحمد طباطبایی به شدت با این کار مخالفت کرد. مردم نیز از این اقدام روسها، ناخشنود بودند. بنابراین، یک اعتراض عمومی شکل گرفت، اما روسها، با بیاعتنایی، به کار خود ادامه دادند. تا اینکه موضوع به اطلاع مراجع تقلید نجف رسید.
آیتالله سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی و روحانی دیگری به نام میرزا مصطفی، آشتیانی، به همراه مردم تهران در یک شورش عمومی، ساختمان مذکور را با خاک یکسان کردند.
4- افزایش نرخ قند
در دوران قاجاریه برخی از کالاهای مورد نیاز مردم مانند نفت، کبریت و قند از روسیه وارد میشد. در اثر جنگ روس و ژاپن نرخ قند افزایش یافت و شعلههای اعتراض مردم را برافروخت.
بهدنبال خشم عمومی از گرانیها، در مسجد شاه، مجلسی بزرگ برپا شد. این تجمع، با توطئه امام جمعه درباری و عوامل او که پشتیبان نظام استبدادی بودند، به تشنج کشیده شد و مأموران، با چوب و چماق به جان مردم افتادند. درپی این حادثه، اجتماعهای بزرگی در منزلهای علما برپا شد. به پیشنهاد آیتالله سیدمحمد طباطبایی، روحانیون و مردم، با حالت اعتراض تهران را ترک و در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کردند.
5- مهاجرت صغری
مهاجرت روحانیون و مردم به شهر ری و تحصن در صحن حضرت عبدالعظیم به مهاجرت صغری مشهور است.
این مهاجرت، اولین مرحلهٔ اتحاد نیروهای ضد استبداد بود. هر روز بر عدهٔ این مهاجران افزوده میشد. عینالدوله برای بازگرداندن علما و مهاجران، به هر شیوه که متوسل شد، نتیجه نگرفت. از آنجا که درباریان فاسد، مانع از رسیدن خبرهای صحیح به مظفرالدین شاه بودند، مهاجران مجبور شدند سفیر عثمانی را واسطه قرار دهند و توسط او خواستههای خود را به گوش شاه برسانند.
مهمترین آن خواستهها به شرح ذیل بود:
- ایجاد عدالتخانه (دادگستری) در همهٔ شهرها، برای رسیدگی به شکایتهای مردم و برقراری عدالت در جامعه؛
- عمل به قانون اسلامی، بهطور دقیق و به دور از ملاحظههای شخصی.
مظفرالدین شاه و عینالدوله اعلام کردند که با خواستههای مهاجران موافق هستند. بنابراین، این مهاجرت، پس از یک ماه، خاتمه یافت.
6- مهاجرت کبری
هنوز مدت زیادی از بازگشت مهاجران نگذشته بود که معلوم شد عینالدوله به آنان وعدهٔ دروغین داده و در پی آن است که با ایجاد اختلاف در میان آنان و دستگیری، تبعید و زندانی کردن رهبران قیام، جلوی حرکتهای انقلابی دیگر را بگیرد. آیتالله طباطبایی چندبار به مظفرالدین شاه نامه نوشت و خواستههای مردم و بیاعتنایی عینالدوله را به او یادآور شد. اما این نامهها یا به دست شاه نرسید و یا به آنها توجه نکرد. در نتیجهٔ این بیاعتنایی به خواستهٔ مردم، شعلههای قیام برافروخته شد. بین مردم و سربازان درگیری پیش آمد و در نتیجه، چند نفر مجروح شدند و طلبهای به شهادت رسید و این حادثه، خشم مردم را برانگیخت.
عینالدوله به سختگیری بیشتر پرداخت و تهران حالت حکومت نظامی به خود گرفت. عینالدوله از علما خواست که به خانههایشان بروند تا خواستههای آنان عملی شود. اما رهبران مردم، پس از بحث و تبادلنظر، تصمیم گرفتند اینبار در اعتراض به اقدامهای دولت، به شهر مقدس قم مهاجرت کنند. این مهاجرت که گستردهتر از مهاجرت قبل بود، به «مهاجرت کبری» معروف شد.
تحصن در سفارت انگلیس
به موازات مهاجرت عدالتخواهان به قم، عدهای در باغ سفارت انگلیس گرد آمدند و به بست نشستند. سنتِ «بستنشینی» و تحصن که از دیرگاه در ایران معمول بود، بیشتر در مساجد و زیارتگاهها و اماکنی صورت میگرفت که مورد احترام مردم قرار داشت و با باورهای دینی آنها سازگار بود. مشروطه خواهان بدون پناهندگی به سفارت انگلستان، میتوانستند به خواسته های خود دست یابند. دولت انگلستان برخلاف دولت روسیه که از دربار حمایت میکرد به ظاهر پشتیبان نهضت مشروطه بود. انگلستان، برای نیل به مقاصد و منافع استعماریاش این سیاست را در پیش گرفته بود. اما کسانی که از سیاست پیچیدهٔ استعمار انگلستان درک روشنی نداشتند و نسبت به غرضهای بیگانگان غافل بودند، از تجربهٔ جنبش تنباکو، درس و عبرت لازم را نگرفتند. از اینرو، سفارت انگلستان در تهران که آرزویی جز اخراج طرفداران روسیه را از دربار نداشت، عدهای از عاملهای شناخته شدهٔ خود را در بین آزادیخواهان وارد و مردم را به تحصن در سفارتخانه تشویق کرد.
استنباط تاریخی (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
الف) چند مورد از ویژگیهای مشترک رویدادهایی را که منجر به انقلاب مشروطه شد، استخراج و فهرست کنید.
ب) در خواستههای معترضان، از مهاجرت صغری تا مهاجرت کبری چه تغییری صورت گرفت؟
پیروزی نهضت و تشکیل مجلس شورای ملی
همراه با مهاجرت علمای تهران به قم، عالمان سایر شهرستانها و مراکز ایالتها نیز وارد میدان شدند و نهضت مردمی به اوج خود رسید. بخصوص، حضور شیخ فضلالله نوری، روحانی طراز اول تهران، در کنار آیتالله بهبهانی و آیتالله طباطبایی، بر استحکام قیام افزود.
با اوجگیری نهضت، حکومت برای شنیدن خواستههای معترضان اعلام آمادگی کرد.
مهمترین این خواستهها عبارت بودند از:
1- برکناری عینالدوله از صدارت؛
2- فراهم کردن زمینه برای بازگشت مهاجران به تهران؛
3- ایجاد عدالتخانه؛
4- تشکیل دارالشورا (مجلس نمایندگان).
مظفرالدین شاه تسلیم خواستههای مردم شد. او عینالدوله را عزل کرد و فرمان تشکیل مجلس شورای ملی را در 14 مرداد 1285 صادر کرد. هفت روز بعد، علما، با استقبال پرشکوه مردم، از قم بازگشتند. شهر چراغانی و جشن شادی به پا شد و در 28 مرداد، اولین دورهٔ مجلس شورای ملی با حضور نمایندگان تهران تشکیل گردید. عدهای از سیاستمداران مشروطهخواه، به تدوین قانون اساسی پرداختند. آنان با عجله آن را نوشتند و به امضای مظفرالدین شاه رساندند. شاه، ده روز پس از امضای قانون اساسی، درگذشت. به این ترتیب، کشور استبداد زدهٔ ما، با بهرهگیری از اندیشههای سیاسی عالمان بزرگ دینی، کوشش فرهیختگان جامعه و مجاهدت مردم، به حکومتی دست یافت که میبایست براساس قانون اداره میشد.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 88 کتاب درسی)
به نظر شما چرا نمایندگان مجلس شورای ملی در نوشتن قانون اساسی مشروطه شتاب داشتند؟
کاوش خارج از کلاس (صفحهٔ 88 کتاب درسی)
1- چه کتابهای خاطراتی از زمان مشروطه به یادگار مانده است؟ این خاطرات چه خصوصیاتی دارند؟
2- با راهنمایی معلم خود یکی از کتابهایی را که در زمان مشروطه نوشته شده و جریان مشروطهخواهی در آن وجود دارد، تهیه کنید و بخشهایی از آن را در کلاس بخوانید.
مشروطه در دورهٔ محمدعلی شاه
بعد از مظفرالدین شاه، ولیعهد او، محمدعلی میرزا، با عنوان محمدعلی شاه، به سلطنت رسید. محمدعلی شاه، نمیخواست در برابر قانون اساسی و مجلس شورای ملی تمکین کند. او در 28 دی 1285 جشن تاجگذاری برپا کرد و از اشراف و نمایندگان دولتهای خارجی برای شرکت در این مراسم دعوت به عمل آورد، اما نمایندگان مجلس شورای ملی را دعوت نکرد. این، اولین بیاعتنایی محمدعلی شاه به مجلس بود.
پس از این ماجرا، کشمکش محمدعلی شاه با مجلس آغاز شد که سرانجام وی مجلس را به توپ بست. اما این، تنها مشکل نظام تازه تولد یافتهٔ مشروطه نبود. بلکه این نظام، دشواریهایی اساسیتر پیشرو داشت، که به شرح آنها میپردازیم:
تدوین متمم قانون اساسی و شدت گرفتن اختلافها
قانونی که در زمان مظفرالدین شاه به نام «قانون اساسی» تنظیم شد، دارای ضعفهای زیادی بود. این قانون در پنجاه و یک اصل تنظیم شده بود و در حقیقت نظام نامهای بود که ادارهٔ امور مجلس و حدود آن را روشن میساخت. در این قانون، از حقوق و تکالیف دولت نسبت به ملت و بالعکس سخن به میان نیامده بود. بنابراین، لازم بود متممی بر آن نوشته و تکمیل میشد. به همین سبب، کمیسیونی متشکل از شش تن از نمایندگان، برای تدوین «متمم قانون اساسی» تشکیل شد.
با تلاشهای پیگیر و مجاهدتهای فراوان آیتالله شیخ فضلالله نوری اصل دوم متمم قانون اساسی تصویب شد که مورد تأیید علمای ایران و مراجع بزرگ نجف قرار گرفت. بنابراین اصل، در هر دوره از مجلس هیئتی پنج نفره از مجتهدان و فقیهان اسلام که با اقتضاهای زمان آشنا بودند، به عنوان عضو، در مجلس شورای ملی شرکت میکردند، تا بر قانونهایی که تدوین و تصویب میشد، نظارت کنند که خلاف قواعد اسلامی و دستورهای شرع نباشد. در هیچ یک از دورههای مجلس شورای ملی به این اصل عمل نشد.
بحث و گفتوگو (صفحهٔ 89 کتاب درسی)
به نظر شما چرا شیخ فضلالله نوری به اجرای این اصل اصرار داشت؟
در فاصلهای که متمم قانون اساسی تدوین میشد، اختلاف درونی مشروطهخواهان از یکسو و مخالفت محمدعلی شاه با نظام مشروطه از سوی دیگر، اوضاع را آشفته و پریشان ساخته بود. تا آنکه سرانجام شیخ فضلالله نوری بهدلیل اعمال نفوذ غربگرایان در نهضت مشروطه و انحراف آن از مسیر اسلامی و ملی اولیه از صف طرفداران مشروطه جدا شد. او معتقد بود که باید «مشروطهٔ مشروعه» ایجاد شود.
خودداری محمدعلی شاه از امضای متمم قانون اساسی
بیاعتنایی بعدی محمدعلی شاه نسبت به نظام مشروطه در هنگام امضای متمم قانون اساسی مشروطه، رخ داد. هنگامی که متمم قانون اساسی تقدیم او شد، از امضای آن خودداری کرد. این برخورد مردم را به هیجان آورد؛ بازارها بسته شد، و چندین هزار نفر بهسوی مجلس هجوم آوردند. مردم شهرهای دیگر همچون تبریز، اصفهان، شیراز، رشت و کرمان نیز با مردم تهران هم صدا شدند. مراجع تقلید، از نجف اشرف، طی تلگرافهایی، به نصیحت شاه پرداختند. در چنین شرایطی، شاه، در شهریور سال 1286، به ناچار، متمم قانون اساسی را امضا کرد.
اهداف انگلستان و روسیه برای مداخله در نهضت مردم
روس و انگلیس در مواجهه با نهضت مشروطه، با توجه به منافع استعماری خود، با همدیگر تضاد داشتند.
روسیه به چند دلیل با نهضت مشروطه ایران مخالفت میکرد:
- جلوگیری از نفوذ انگلیس که در لباس مشروطهخواهی، از مشروطهطلبان حمایت میکرد.
- کمک به محمدعلی شاه که طرفدار روس بود.
- پیشگیری از قیام ملتهای منطقهٔ قفقاز برای گرفتن آزادی، تحت تأثیر پیروزی مشروطهخواهان در ایران
انگلیس هم برای حمایت از مشروطه، دلایلی داشت:
- افزایش اعتبار خود در ایران، برای دستیابی به موقعیتی بهتر یا برابر با روسیه؛
- به قدرت رساندن مهرههای انگلیسی در دستگاه حاکم و مجلس؛ کمکهای بیدریغ انگلیس به بستنشینان در سفارت این کشور در تهران، و تحت حمایت قرار دادن نزدیک به چهاردههزار نفر در سفارت به همین دلیل صورت گرفت؛
- محافظت از مرزهای هندوستان و سایر مستعمرات انگلستان در منطقه.
قرارداد 1907 روس و انگلیس
با وجود رقابتهای شدیدی که میان روس و انگلیس در ایران وجود داشت، موضوع جدیدی آنها را وادار به رفع اختلافها و توافق در مورد ایران کرد. این موضوع جدید حضور آلمان به عنوان یک قدرت جدید در صحنه سیاست جهان بود. با در خطر قرار گرفتن مستعمرههای روس و انگلیس در جاهای دیگر دنیا، توسط استعمارگر جدید یعنی آلمان، آنها اختلافها را کنار گذاشتند و به موجب قرارداد 1285ش / 1907م، ایران را بین خود تقسیم کردند. بر اساس این قرارداد روس و انگلیس، با میانجیگری فرانسه که از قدرت روزافزون آلمان بیمناک بود، ایران را به سه منطقه تقسیم کردند. منظور از این کار هم آن بود که دو دولت تا حدودی از یکدیگر فاصله بگیرند و از برخوردهای احتمالی بین آنها، جلوگیری شود.
اقدام انقلابی مردم و مجلس
پس از اینکه قرارداد 1907 امضا شد، سفیران روس و انگلیس، رسماً دولت ایران را از آن قرارداد با خبر کردند. به محض اطلاع مردم، هیجان عمومی علیه این دولتها شکل گرفت و نمایندگان مجلس، به اتفاق آرا، قرارداد را رد کردند. مجلس، قبل از آن نیز دریافت وام از دولتهای خارجی را رد و برای حل این مشکل، به تأسیس «بانک ملی» اقدام کرده بود. به علاوه، نوز بلژیکی را که پست مهم مالی ایران در دست او بود، اخراج کرده بود. این اقدامهای انقلابی، برای دولتهای استعمارگر، زنگ خطر بود؛ زیرا در جهت خلاف هدفهای استعماری آنان جریان داشت. بههمین دلیل، برای سرکوب مجلس، به توافق رسیدند و هنگامی که محمدعلی شاه ساختمان مجلس را به توپ بست، روسیه از آن حمایت کرد و انگلیس نیز با سکوت خود، به آن رضایت داد.
به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر
کشمکش بین محمدعلی شاه و مجلس، پس از امضای متمم قانون اساسی همچنان ادامه یافت. محمدعلی شاه برای مبارزه با مشروطه خواهان، میرزا علیاصغر خان امینالسلطان را که از مخالفان جدی مشروطه بود و در اروپا به سر میبرد، به کشور دعوت کرد، تا ریاست دولت را به او بسپارد و به کمک وی، دوباره نظام استبدادی را حاکم سازد. امینالسلطان، با تدبیرهای امنیتی و حمایت روسها، وارد ایران و به عنوان نخستوزیر منصوب شد.
او که در دورۀ نخستوزیری خود، سیاستی دوگانه در پیش گرفته بود، سرانجام توسط یکی از طرفداران مشروطه ترور شد. چندی بعد محمدعلی شاه در یکی از خیابانهای تهران مورد سوء قصد قرار گرفت، ولی آسیبی ندید. شاه، این اقدام را به مشروطهخواهان نسبت داد و به همین بهانه، تصمیم گرفت مجلس را برای همیشه تعطیل کند. بنابراین، در تیر 1287، یعنی دو سال پس از استقرار مشروطه، محمدعلی شاه با تشویق سفارت روسیه دستور حمله به مجلس شورای ملی را صادر کرد. لیاخوف روسی فرماندهٔ نیروهای قزاق به فرمان محمدعلی شاه با نیروهای خود به مجلس حمله کرد و بخشی از ساختمان مجلس را با گلولههای توپ تخریب کرد.
به دنبال آن، تمام خانههای مشروطهخواهان غارت شد و مأموران به دستگیری آنان پرداختند. آیتالله سید محمد طباطبایی و سید عبدالله، بهبهانی، توسط قزاقها دستگیر، شکنجه و تبعید شدند. به دستور شاه، میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل، ملک المتکلمین و سید جمالالدین واعظ اعدام شدند. بعضی از نمایندگان نیز که مورد تعقیب قرار گرفته بودند (از جمله تقی زاده)، به سفارت انگلیس پناه بردند. بدینگونه، دوباره، برای مدتی، استبداد حاکم شد. این دوره که یک سال به طول انجامید بار دیگر استبداد به جای مشروطیت حاکم شد. از اینرو آن را دورۀ استبداد صغیر نامیدهاند.
مقاومت مردم
پس از به توپ بستن مجلس، جمعی از غربگرایان که داعیهٔ مشروطهخواهی و وطندوستی داشتند، از هر طریق ممکن، خود را به اروپا رساندند و در شهرهای پاریس، لندن، استانبول و کشور سوئیس، محفلهایی سیاسی به راه انداختند، اما مردم و علما، در داخل کشور به مقاومت پرداختند. مقاومت اصلی از تبریز آغاز شد و دو تن از مجاهدان نامآورآن خطه به نامهای ستارخان و باقرخان، بیش از نُه ماه در برابر دشمنان مشروطه مقاومت کردند. آنچه آنان را در هدفهایشان پابرجا نگاه میداشت، حمایت مراجع تقلید مقیم نجف از مشروطه بود. آیتالله محمدکاظم خراسانی، آیت الله سید عبدالله مازندرانی و آیتالله حاج میرزا حسین فرزند میرزا خلیل تهرانی، از مشروطهخواهان در برابر حکومت استبدادی محمدعلی شاه حمایت میکردند.
با مقاومت مردم تبریز و ایستادگی رهبران دینی و ملی، مردم فارس، اصفهان، قزوین، کرمانشاه، گیلان، همدان و برخی دیگر از شهرها، وارد صحنهٔ مبارزه شدند و حکومت استبدادی را سخت در تنگنا گذاشتند. محمدعلی شاه که در برابر مقاومت مردم تبریز درمانده بود، با فراگیر شدن خیزش، ناتوانتر شد. سرانجام نیروهای مردمی هوادار مشروطه از اصفهان و بختیاری و گیلان، راهی تهران شدند. سیاست روس و انگلیس در این زمان، مبتنی بر حفظ محمدعلی شاه بود. سرانجام در تیر سال 1288 هواداران مشروطه به تهران رسیدند و با پناهنده شدن محمدعلی شاه به سفارت روسیه، حکومت استبدادی او به پایان رسید.
دورهٔ دوم مشروطه (1288ـ1293 ش)
دوره دوم مشروطه یکی از برهههای مهم تاریخ معاصر ایران است. این دوره با فتح تهران به دست مشروطهخواهان آغاز شد و دارای دو ویژگی بارز بود:
- اختلافهای شدید بین طرفداران مشروطه؛
- مداخلههای آشکار و سلطهگرانهٔ روس و انگلیس در سرنوشت ایران.
قدرت گرفتن جریان جدید در انقلاب مشروطه و اختلافهای داخلی
پس از فتح تهران مجلسی فوقالعاده، مرکب از سران و رؤسای مجاهدان، شاهزادگان، اعیان و وکلای سابق مجلس شورای ملی، تشکیل شد و به اتفاق آرا، محمدعلی شاه از سلطنت خلع، و پسر دوازدهٔ ساله او، احمد میرزای ولیعهد، به مقام سلطنت برگزیده شد.
پس از آنکه دولت جدید تشکیل شد و جمعی از مستبدان و مرتجعان به وزارت و حکمرانی و سایر مقامهای دولتی رسیدند، آتش خشم مشروطهخواهان تبریز شعلهور و ناخرسندی آنان علنی شد. افرادی نظیر ستارخان و باقرخان و جمعی دیگر از طرفداران مشروطه که برای نهضت فداکاری و مجاهدت کرده بودند، چون ملاحظه کردند که مستبدان دورهٔ استبداد و دشمنان دیروز مشروطه، دوباره زمامدار مملکت شدند، بسیار ناخشنود و معترض بودند.
آنان همچنین خواستار اخراج افراد تندرو و افراطی نظیر تقی زاده از مجلس بودند.
شهادت شیخ فضلالله نوری
با پیروزی مشروطهخواهان انتظار میرفت دشمنان واقعی نهضت، مجازات شوند و کیفر ببینند اما آنان که دستشان به خون آزادیخواهان آغشته بود، رها شدند و محمدعلی شاه نیز، با حمایت روس و انگلیس، بدون محاکمه و حتی با پرداخت حقوق سالیانه راهی بندر ادِسا در روسیه شد. آنگاه -همانگونه که اشاره شد- دشمنان نهضت، در صف اول آن قرار گرفتند و در زمامداری و حکومت، شریک شدند. تنها کسی که به پای میز محاکمه رفت و اعدام شد، شیخ فضلالله نوری، مجتهد طراز اول تهران بود که به دفاع از «مشروطهٔ مشروعه» و قانون اساسی بر پایهٔ ارزشهای اسلامی، با مشروطهٔ اقتباس شده از غرب، مخالفت کرده بود. در جریان نهضت تنباکو، وی به عنوان نماینده میرزای شیرازی در ایران، به حمایت جدی از این نهضت پرداخت، اما پس از تسلط مشروطهخواهان بر ایران، خانهاش مورد تعرض مسلحانه قرار گرفت.
در این هنگام سفارت روسیه از ایشان خواست که به آنجا پناهنده شود، با چند نفر سرباز روسی به منزلش بروند و او را در پناه خود بگیرند. شیخ فضلالله نوری هیچیک از اینها را نپذیرفت و گفت: «در مقابل مشیت و ارادهٔ الهی، تسلیم صرف است».
همچنین، در پاسخ برخی از کسانی که به او پیشنهاد میکردند که به بیگانه پناهنده شود، اظهار داشت: «من راضی هستم که صد مرتبه زنده شوم و کشته شوم اما پناهنده به اجنبی نشوم و برخلاف امر شارع مقدس اسلام رفتاری نکرده باشم».
یپرم خان ارمنی که پس از پیروزی مشروطهخواهان، با فرصتطلبی مدارج ترقی را به سرعت طی کرده بود، مأمور دستگیری شیخ فضلالله نوری شد. این عالم روحانی پس از یک محاکمهٔ فرمایشی به شهادت رسید.
به نظر بسیاری از مورخان شهادت شیخ فضلالله نوری، یکی از فجیعترین اعمال مشروطهخواهان بود. عدهای اعدام او را انتقام استعمار از روحانیت ایران برای جبران شکست در نهضت تحریم تنباکو و پیشگیری از تکرار مقاومتهای مشابه آن میدانند.
تشدید اختلاف و درگیری میان مشروطهخواهان
به دنبال اعدام شیخ فضلالله نوری و تشکیل دومین دورهٔ مجلس شورای ملی، اختلاف و درگیری میان مشروطهخواهان شدت گرفت. دو حزب «اعتدالیون» و «دمکرات» که اکثریت نمایندگان مجلس را تشکیل میدادند، شدیداً با یکدیگر رقابت فکری و سیاسی داشتند.
اعتدالیون مذهب را سدی محکم در برابر ظلم و بیعدالتی میدانستند و اجرای شریعت را در دستور کار خود قرار داده بودند. سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی از اعضای سرشناس این حزب بودند.

دمکراتها به رهبری سید حسن تقیزاده بر جدایی دین از سیاست تأکید میورزیدند تا مشروطه را از جنبههای دینی تهی کنند و نهضت را از آرمانهای اصیل آن دور سازند.
با شدت گرفتن درگیریهای سیاسی، به تدریج، جو وحشت و ترور بر جامعه حاکم گردید. نخست سید عبدالله بهبهانی که نقشی مهم در رهبری نهضت مشروطه داشت توسط دمکراتها ترور شد. تقیزاده که متهم به دست داشتن در این ترور بود، از کشور گریخت و به اروپا رفت. به فاصلهای کوتاه، چند تن از دمکراتها ترور شدند.
مجلس نوپای مشروطه و مداخلهٔ بیگانگان
طبق تصمیم دورۀ دوم مجلس شورای ملی، عدهای کارشناس از آمریکا برای اصلاح ادارهٔ دارایی و خزانهداری کل، یک فرانسوی برای دادگستری، و چند سوئدی برای ژاندارمری، استخدام شدند. مورگان شوستر آمریکایی، معروفترین چهره در بین آنان بود که با اختیارهای وسیعی که مجلس به او داد، شروع به انجام اصلاحهایی دامنهدار در امور مالی و گمرکها کرد. این اقدام او که سبب منظم شدن دستگاه اقتصادی کشور میشد، روس و انگلیس را سخت عصبانی کرد، بنابراین، در سال 1290ش روسیه، طی اخطاری به دولت، ایران تهدید کرد که اگر ظرف چهل و هشت ساعت به خواستههایش عمل نشود، به اشغال ایران خواهد پرداخت.
درخواستهای روسیه به این شرح بود:
- اقدامهای مورگان شوستر متوقف و او از ایران اخراج شود.
- بدون موافقت روس و انگلیس، از استخدام اتباع خارجی در ایران، خودداری شود.
- هزینهٔ نگهداری قوای روسیه در ایران را، دولت ایران پرداخت کند.
با به پایان رسیدن مهلت 48 ساعته روسیه، بلافاصله، نیروهای خود را به داخل خاک ایران اعزام کرد. اخطار روسیه، بحرانی بزرگ در کشور ایجاد کرد. بین مجلس و دولت، بر سر پذیرفتن یا رد کردن آن، اختلاف افتاد. هیجان عمومی و احساسات مردمی، اوج گرفت.
مجلس اخطار روسیه را رد کرد ولی صمصامالسلطنه، نخستوزیر، از ترس اشغال پایتخت، تسلیم شد و مجلس شورای ملی را منحل کرد. بدین ترتیب سلطهجویی دولتهای روس و انگلستان و دخالتهای آنها در ادارهٔ کشور مانع از آن شد تا مجلس نوپای مشروطه بتواند برای سروسامان دادن به اوضاع اداری، مالی و نظامی کشور اقدام مؤثری انجام دهد.
به دنبال این اقدام، انبوه تظاهر کنندگان مردمی، به خصوص زنان، با شعار «یا مرگ یا استقلال» به مجلس حمله کردند. علمای مذهبی در ایران و عتبات عالیات، طی تلگرافهایی، مردم را به مقاومت دعوت کردند. آیتالله آخوند خراسانی، مرجع بزرگ شیعهٔ مقیم عراق، تصمیم گرفت به سوی ایران حرکت کند تا مردم را برای مقاومت در برابر زورگویی بیگانه، بسیج کند. او همراه جمع انبوهی از عشیرههای شیعهٔ عراق، آمادهٔ عزیمت به ایران شد اما در همان شب قبل از حرکت، به طرزی مشکوک، از دنیا رفت.
روسها با استفاده از فرصت به دست آمده، کانونهای مقاومت تبریز و مشهد را به سختی سرکوب کردند؛ مرقد مطهر امام هشتم را به توپ بستند؛ از آذربایجان تا خراسان، نیروهای خود را مستقر ساختند و منطقهٔ زیر نفوذشان را طبق قرارداد 1907 اشغال کردند. در این زمان انگلیس نیز برای اشغال منطقهٔ زیر نفوذ خود، قوایی از هندوستان را وارد جنوب ایران کرد. سرانجام نیز، در سال 1291ش/ 1912م این دو کشور سلطهگر، دولت ایران را مجبور کردند تا سیاست خود را با اصول قرارداد 1907 تطبیق دهد.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 97 کتاب درسی)
1- زمینهها و علل سیاسی و اجتماعی نهضت مشروطه را تحلیل کنید.
2- سه نمونه از دخالتهای روس و انگلیس در امور داخلی ایران را در دورهٔ دوم مشروطه بنویسید.
3- نتایج مهم نهضت مشروطه را ارزیابی کنید. آیا مشروطه به آرمانهای خود دست یافت؟ دلایل خود را بیان کنید.
4- چرا نیروهای بیگانه در جنگ جهانی اول علیرغم اعلام سیاست بیطرف ایران، کشور ما را اشغال کردند؟
5- قرارداد 1907 و پیامدهای آن را شرح دهید.
